![]() |
![]() |
|
|
سلام به همه دوستان عزیز به زودی این وبلاگ آپ می شود |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 8:44 توسط مونا |
|
|
عظیم ترین خمیر مایه موفقیت عشق است.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 12:35 توسط مونا |
|
|
بیا در کوچه باغ شهر احساس
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 17:14 توسط مونا |
|
|
برای زیبا دیدن نیازی نیست تمام زیبایی ها یک جا جمع شود دوست دارم پاهایم خارهای لب ساحل را هم تجربه کند .دریای وحشی را ببیند با نسیمی بازی کنم موجها را معنا کنم شبی را در بیابان صبح کنم با آتشی روشن و یک غزل از دیوان حافظ موهایم را به باد بسپارم تا عشق بازی طبیعت را کامل کنم . شب ها ستاره هها را شمردن وبه ماه خیره شدن .زیر باران رقصیدن ودعا کردن. گرمای خورشید را حس کردن وتن به خطر سپردن. دوست دارم با طبیعت یکی شوم آنگاه که با طبیعت یگانه شوی جز حقیقت نخواهی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 17:29 توسط مونا |
|
|
تو تاريکی شبهام تويي تنها تک ستاره بيا باز باهم بمونيم با يه چشمک دوباره بيا تو چشمام نگاه کن ميخوام از چشات بخونم دنيايه قبلت قشنگه نزار تو دنياش بمونه نم نمک بارون ميباره تو رو ياده من مياره ساده ميگم تا بدوني دنيا مثله تو نداره قلبه تو پاک و زلاله مثله قطره هاي بارون دلنشين تر از بهاري حتي تو فصله زمستون يادته وقتي که بودي هميشه من باتو بودم حالا نيست من بيادت اين ترانه رو سرودم خيلي دل تنگه نگاتم چرا از من ميگريزي با همه ناز و اداهات واسه من خيلي عزيزي زير بارونا هميشه تو روتو يادم ميارم حالا که نيستي کنارم هر شب تا سحر بيدارم دلتو پاک و زلاله مثله قطره هايه بارون تو چشام اشکي نمونده رو لبام حرفي ندارم وقتي نيستي تک و تنهام سرروي زانوم ميزارم هنوزم نم نم بارون اونو ياده من مياره اي خدا برنميگرده کاري کن بارون بباره نه نشوني ندارم از تو تا ببينمت دوباره هنوزم نم نم بارون تو رو ياده من مياره |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 13:50 توسط مونا |
|
|
تو این روزای بی تو سر سپردن به جز حسرت نبود سهم نفسهام اگه صد بار دیگه بد بشی باز میگم من لحظه ها رو با تو میخوام دیگه بسه شبای مات سنگی هوای با تو بودن کرده این دل حالا که عمرم و دادم به چشمات نکش رو خاطراتم خط باطل
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم شهریور 1386ساعت 0:36 توسط مونا |
|
|
همه بتهايام را ميشکنم
تا فرش کنم بر راهي که تو بگذري براي شنيدن ساز و سرود من. همه بتهايام را ميشکنم اي ميهمان يک شب اثيريي زودگذر! تا راه بيپايان غزلام، از سنگفرش بتهائي که در معبد ستايش شان چو عودي در آتش سوختهام، تو را به نهانگاه درد من آويزد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 8:31 توسط مونا |
|
|
یه روز دل و دادم بهت امروز میخوام پس بگیرم دیگه نمیخوام دروغی برایه چشمات بمیرم تو اونی نیستی که دلم یه عمری ارزوشو داشت اون که به پاش این دله من بود و نبودشو گذاشت نفهیمیدم که چشم تو به من خیانت میکنه دلت پیشه غریبه ای از من شکایت میکنه من میرم بسه دیگه طاقت موندن ندارم بین این همه گناه حس واسه موندن ندارم بزرگترین گناه من باور عشقت بود و بس................
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 9:2 توسط مونا |
|
|
با دو دست خالي از عشق ديگه هيج جا جايه من نيست انگاري هيج چيزي مرحم واسه زخماي تن نيست من فراموش شدم و تو هنوزم تو نفسامي رفتي بي من ولي انگار هر جا ميرم تو با هامي تو با هامي رفتي گفتي خاطراتت جاي من واست ميمونه كاشكي بودي و ميدي دلم از دوريت ميخونه كاش اينقدر دوست نداشتم كه بگم بي تو نميشه كاش دلت سنگي نبود دل من مثله يه شيشه كاش فقط يه روزه ديگه بي تو من دوام بيارم تا بتونم بازم عشقم تو رو رو چشمام بزارم تو رو رو چشام بزارم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 1:32 توسط مونا |
|
|
مثله يه تصويره سياه يا شايد هم خيلي سفيد تموم خاطرات تو يكدفعه از سرم پريد بعده يه خواب نا تموم مثل يه بغض تلخ و سرد حرفهاي تاريك تو رو عكس تو اينه گريه كرد خالي شدن از عاطفه تكرا زرد خاطره از انتظار خسته شده نگاه خيس پنجره رد شدن از هواي تو بدون حرف فقط سكوت بين من و تو فاصله بازم سقوط بازم سقوط لحظه پاياني ما بايد بشيم از هم جدا... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 18:27 توسط مونا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
وقتی خاطره های آدمها زیاد میشه دیوار اتاقشون پر عکس میشه اما همیشه دلت واسه اونی تنگ میشه که نمیتونی عکسشو به دیوار بزنی
|
|
RSS
|